زنجیره‌های فروشگاهی؛ تحولی در نظام توزیع خرده‌فروشی

نظام توزیع کالا و خدمات همپای سایر تحولات اقتصادی در سراسر جهان به سرعت در حال تحول است. درحالیکه، در گذشته تولیدکنندگان، واردکنندگان و توزیع کنندگان کوچک و بزرگ، بازیگران اصلی در توزیع کالا و خدمات بوده‌اند و در نهایت فروشگاههای کوچک و متوسط وظیفه عرضه مستقیم کالا و خدمات به مشتریان را برعهده‌ داشته‌اند. اما در حال حاضر، نهادهای جدیدی جایگزین بازیگران قبلی در زنجیره توزیع و حتی بخشی از تولید شده‌اند. سطح فعالیتها نیز از سطح ملی ارتقا یافته و برخی از توزیع‌کنندگان زنجیره‌ای در سطح منطقه‌ای و یا جهانی نیز فعال بوده و شعبه‌های خود را در اقصی نقاط جهان برای توزیع کالاها و خدمات دایر نموده‌اند.

توسعه فروشگاه‌های زنجیره‌ای یکی از اقدامات مثبت در همسویی با نظام نوین توزیع طی یکی دو دهه اخیر در کشورمان بوده است. اما همانگونه که می‌دانیم کماکان فروشگاههای زنجیره‌ای سهم اندکی (حدود 5 درصد) از بخش خرده‌فروشی دارد و خرده‌فروشان جزء سهم اصلی را در اختیار دارند.

چنانچه مروری بر نظام توزیع فعلی کشور داشته باشیم، برخی از مشکلات اصلی این نظام توزیع که غالبا دود آن به چشم مصرف‌کنندگان و شهروندان می‌رود را می‌توان به صورت زیر برشمرد:

  • تعداد فوق­العاده زیاد واحدهای صنفی جزء در سطح خرده فروشی
  • بالا بودن هزینه­های شبکه توزیع کالا (فاصله بهای تولید کننده و بهای مصرف کننده)
  • عدم وجود اطلاعات کافی از فعالیت حلقه­ها و آمار توزیع کالا
  • نامطمئن و سازمان نایافته بودن بخش قابل توجهی از حمل و پخش کالا در شبکه توزیع
  • عدم امکان تعامل بین اصناف مختلف جهت توسعه و صادرات و تنظیم بازار
  • عدم توسعه زیرساخت­های فنی و نهادی بخش توزیع
  • عدم وجود نظام خدمات شناسه کالایی مشترک بین مبادی ورود و شبکه توزیع داخلی
  • عدم وجود تشکل­های غیردولتی حمایت از حقوق مصرف­کننده
  • سیستماتیک و ساختارمند نبودن تنظیم بازار

در ریشه‌یابی چگونگی برطرف‌سازی و کاستن این مشکلات باید اذعان کرد که در اقتصاد رقابتی کنونی تنها کسب‌وکارهایی توانایی حضور و حیات دارند که به صورت زنجیره‌ای (در مقابل انفرادی) به کسب‌وکار بپردازند. از سویی استحضار داریم که با توجه به اینکه بخش غالب نظام توزیع خرده‌فروشی کشور به‌صورت سنتی بوده و توسط واحدهای صنفی کوچک صورت می‌پذیرد؛ قطعا حذف این مجموعه بزرگ که اشتغال زیادی را در خود ایجاد کرده است از نظام توزیع کشور به مصلحت و حتی امکانپذیر نمی‌باشد. واحدهای خرده‌فروشی جزء (سوپرمارکتی‌ها و بقالی‌ها) در بخش توزیع کشور، امکان تحول و ارتقای سیستم توزیع کشور و افزایش بهره‌وری این بخش حیاتی در معاش شهروندان را دچار چالش جدی کرده است. اما راهکار چیست؟

به زعم نگارنده با در پیش گرفتن رویکرد ایجاد «زنجیره‌های فروشگاهی» در کنار فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌توان ضمن ساماندهی واحدهای صنفی خرده‌فروشی باعث افزایش کارایی نظام توزیع فعلی کشور شد. منظور از زنجیره فروشگاهی، مجموعه‌ای از واحدهای صنفی خرده‌فروشی است که تحت یک نشان تجاری و با مدیریتی یکپارچه اداره می‌شود.

از آنجا که اصطلاح «زنجیره فروشگاهی» در ایران مسبوق به سابقه نبوده و ممکن است برای خیلی از خوانندگان مبهم باشد در ادامه تلاش شده است تا توضیح و توصیف بیشتری از این نوع شبکه کسب‌وکار ارایه گردد.

تفاوت زنجیره‌های فروشگاهی با فروشگاه‌های زنجیره‌ای

  • زنجیره فروشگاهی مشتمل بر تعداد زیادی فروشگاه با مساحت کوچک (سوپرمارکت) و گستردگی بالا است. اما فروشگاه زنجیره‌ای مشتمل بر تعداد محدودی فروشگاه با مساحت بالا (هایپرمارکت) می‌باشد.
  • جامعه هدف فروشگاههای زنجیره‌ای، بخشی از نیازمندیهای شهروندان است که در فواصل زمانی زیاد (هفتگی یا ماهیانه) و به مقدار زیاد خرید می‌کنند؛ اما جامعه هدف زنجیره‌های فروشگاهی، آن قسمت از نیازمندیهای شهروندان است که در فواصل زمانی کوتاه (روزانه) و به مقدار مایحتاج روزانه خرید می‌کنند.
  • در ادبیات موضوع، فروشگاههای زنجیره‌ای از نوع فروشگاه‌های تخفیفی (Discount Store) هستند ولی زنجیره‌های فروشگاهی از نوع فروشگاه‌های در دسترس (Convenience Store) می‌باشند.

نمونه‌های موفق دنیا از زنجیره‌های فروشگاهی

سوپرمارکتی‌های Circle K و همچنین 7-Eleven دو نمونه باسابقه و موفق اینچنین شبکه‌های خرده‌فروشی در دنیاست.

زنجیره فروشگاهی Circle K در تگزاس آمریکا و از سال 1951 شروع به کار کرد. این فروشگاه‌ها که عموما به اندازه سوپرمارکتی‌های ایران هستند اکنون بیش از 10 هزار فروشگاه در دسترس در بیش از 13 کشور (تمرکز اصلی: آمریکا، کانادا، آسیای شرق و جنوب‌شرق) دارد که فروشگاه‌های آن هم از نوع مالکیتی و هم از نوع فرانچایزی (اجاره برند) هستند.

  

فروشگاه‌های 7-Eleven قدمتی بیشتر دارند و از سال 1927 در آمریکا شروع به فعالیت کرد. این فروشگاه‌ها نیز هم از نوع مالکیتی و هم از نوع فرانچایزی هستند. درآمد این زنجیره فروشگاهی در سال 2009 بالغ بر 85 میلیارد دلار بوده است و اکنون بیش از 45 هزار نفر را در استخدام خود دارد. هم‌اکنون بیش از 53 هزار فروشگاه 7-Eleven در بیش از 20 کشور دنیا مشغول فعالیت هستند.

 

مزیت‌های زنجیره‌های فروشگاهی

  • ساختارمند شدن واحدهای خرده‌فروشی جزء و امکان کنترل و نظارت بهتر دولت بر فعالیت‌های آنها؛
  • امکان بهره‌مندی از «اندازه اقتصادی» کسب‌وکار و افزایش سودآوری کل؛
  • امکان بکارگیری رویکردهای نوین توزیع (مثل: کراس داک، فروش الکترونیکی، ...) و کاهش قابل توجه هزینه‌های توزیع؛
  • امکان بکارگیری فناوری‌های نوین در نظام توزیع؛
  • مقرون به صرفه شدن سرمایه‌گذاری در حوزه زیرساختهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بخش توزیع؛
  • امکان مدیریت واحد و یکپارچه چندین واحد خرده‌فروشی؛
  • افزایش حقوق مصرف‌کنندگان و مشتری‌مداری در بین خرده‌فروشان (به دلیل حفظ و ارتقای نشان تجاری)؛
  • یکپارچه شدن اجزای مختلف نظام توزیع خرده‌فروشی (اعم از انبارها، پخش و حمل‌ونقل، خرده‌فروشی) و درنتیجه امکان مدیریت یکپارچه بر کل شبکه توزیع؛
  • شکل‌گیری زنجیره‌های فروشگاهی قدرتمند در کشور که امکان حضور و فعالیت در سایر کشورهای منطقه را نیز دارا هستند؛
  • افزایش قدرت بخش خرده‌فروشی در چانه‌زنی با تامین‌کنندگان که کمکی به دولت در کنترل بازار و جلوگیری از گران‌فروشی خواهد بود؛

دامنه کاربرد زنجیره‌های فروشگاهی

رویکرد زنجیره فروشگاهی نه تنها در صنعت خرده فروشی خواروبار بلکه در سایر صنایع (مثل رستوران‌ها، نانوایی‌ها، پوشاک، ...) نیز قابل کاربرد و پیاده‌سازی است. بنابراین دامنه فعالیت یک زنجیره فروشگاهی نه الزاما فقط در یک صنعت بلکه ممکن است در چندین صنعت باشد. اما توجه شود که ماهیت کار زنجیره فروشگاهی حتما خرده‌فروشی است.

 

/ 1 نظر / 141 بازدید

موضوع مهم و ارزنده ای بود. به نظرم هنگام ترجمه و بهره برداری از متون انگلیسی بیشتر به انتخاب ترکیبها و برابرهای فارسی کلمه ها توجه بفرمایید. مثلا "افزایش حقوق مشتریان" در فارسی معنایی کاملا متفاوت با آنچه مدنظر نویسنده بود ه دارد، و در این مبحث کاملا بی معناست. احتمالا منظور بهبود توجه به/رعایت حقوق مشتریان باشد.