لجستیک و زنجیره تامین
این وبلاگ اکنون یکی از مراجع اصلی مباحث لجستیک و زنجیره تامین در ایران است که تاثیرگذاری آن به لطف خدا و تلاش دست‌اندرکاران و پشتیبانی مخاطبان، بسیار زیاد بوده و اکنون در کنار ماهنامه لجستیک و زنجیره تامین یکی از مراجع اصلی درسی و آموزشی کشور شده است. این وبلاگ به طور تخصصی به مباحث حوزه لجستیک و مدیریت زنجیره تامین پرداخته و تلاش می کند موضوعات و مباحث روز مربوط را مطرح کرده و در اختیار دوستداران این حوزه قرار دهد.
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: مرکز پژوهشهای لجستیک و شبکه‌های کسب‌وکار - چهارشنبه ۱۳٩۳/۸/٧

تهیه کننده: مجتبی سلیمانی سدهی, گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین

اکنون بیش از سه دهه از زمانی که اصطلاح مدیریت زنجیره تامین، اولین بار، توسط دو مشاور به نامهای اولیور و وبر در سال 1982 ابداع شد می­ گذرد. اصطلاحی که در پی خود نگرش جدید مدیریتی را عرضه کرد که هم­ اکنون نیز علیرغم گذشت سه دهه از مطرح شدن آن همچنان یکی از موضوعات داغ مورد بحث در دنیای آکادمیک و نیز از کانون­های به شدت مورد توجه در دنیای اجرایی می­ باشد.


با این وجود، ورود موضوع مدیریت زنجیره تامین به کشورمان را شاید بتوان به حدود پانزده سال پیش دانست که همچون خیلی از موضوعات تازه ورود، خاستگاه آن از دانشگاهها و مراکز علمی-تحقیقاتی بود. پس از آن شاهد خیلی عظیم توجه رشته­های مدیریت و مهندسی صنایع به این موضوع بوده ­ایم؛ به نحویکه طی یک دهه گذشته شاید به طور میانگین بتوان اذعان کرد که از هر ده پایان­ نامه تحصیلات تکمیلی، حداقل پنج مورد آن به قسمتی از موضوع «مدیریت زنجیره تامین» پرداخته شده است. و سیل این توجهات همچنان برقرار است و با اقبال فراوان دانشجویان و اساتید روبروست. آنچنان که از سال 1387 گرایش تحصیلات تکمیلی با عنوان «مهندسی لجستیک و زنجیره تامین» در ذیل رشته مهندسی صنایع ایجاد گردید و متقاضیان ادامه تحصیل در مقطع تحصیلات تکمیلی اقبال خوبی به این گرایش نشان داده­ اند.

با این وجود، هنوز آنطور که باید و شاید شاهد استفاده کاربردی از این نگرش موثر مدیریتی در صنایع و خدمات کشور نبوده ­ایم. به راستی، چرا؟ شاید علت اصلی آن نعل وارونه­ ای است که در کشورمان بر موضوعات و علوم جدید زده می­ شود و البته به نظر نگارنده تا زمانی که تحولی بنیادین در نظام آموزشی کشور رخ ندهد (پرداختن به این تحول ضروری، موضوع بحثی جداگانه است که در این مقال نمی­ گنجد)، گریزی نیز از آن نیست. در حالیکه دانشمندان کشورهای توسعه یافته، مباحث جدید را از مسایل واقعی که صنعت و کسب­ و کارشان بدان گرفتار است، دریافت می ­کنند و برای پاسخ بدان مسایل، آن موضوعات جدید را در محیط­های آکادمیک مورد بحث و گفتگو قرار می دهند (به عبارتی، دانشگاهها دنباله­ روی تحولات صنایع هستند)؛ اما در کشورمان مسیر علوم جدید واژگونه هست و لابد اصرار هم بر آن داریم که صنایع ما باید از این علوم جدید بهره گیرند و اظهار شگفتی می­ کنیم از اینکه چرا علوم موثر جدید که کارایی آنها در چندین و چند مقاله معتبر علمی به اثبات رسیده است با آغوش باز و گرم صنایع کشورمان روبرو نمی­ شوند. و این است راز فراق دانشگاه و صنعت و رمز جدایی تحقیق از اجرا.

از این موضوع که بگذریم و در ادامه مطلب تلاش می­ کنم تا نگرشهای حاکم بر مدیریت زنجیره تامین که تاکنون بیشتر مورد اقبال و استفاده بوده است را  قدری توضیح دهم.

مدیریت زنجیره تامین عبارتست از: برنامه­ ریزی، طراحی، اجرا و کنترل کارا و با حداقل هزینه جریان و انباشت مواد خام، موجودی در فرایند، کالاهای نهایی و محصولات قابل استفاده مجدد و غیرقابل استفاده و نیز اطلاعات مرتبط و امور مالی از نقطه ابتدا تا زمان مصرف به منظور تامین خواسته مشتریان است.

به­ طور کلی، می­ توان گفت که موضوع مدیریت زنجیره تامین از سه رویکرد اصلی مورد بحث و توجه بوده است:

  • نگرش بخش ­گرایانه
  • نگرش کارکردگرایانه
  • نگرش فرایندگرایانه

نگرش بخش­ گرایانه

در این نگاه که همان نگاه سنتی بر مدیریت زنجیره تامین است یک زنجیره تامین براساس اجزای آن (اعم از: مشتریان نهایی، خرده‏ فروشان، توزیع ‏کنندگان/عمده ‏فروشان، تولید کنندگان، تامین ‏کنندگان و تسهیل­ کنندگان) مورد بحث و بررسی قرار می­ گیرد. لازم به ذکر است که هریک از این اجزا خود ممکن است دربرگیرنده چندین عنصر باشد.

براساس این رویکرد، زنجیره تامین شبکه ­ای است شامل تامین‏ کنندگان، کارخانجات، انبارهای کالا، مراکز توزیع و خرده­ فروشان که مواد خام را تهیه کرده، تغییر شکل داده، محصول را تهیه کرده و تحویل مشتری می­ دهد. یک سیستم مدیریت زنجیره تامین، تعامل میان اجزای این سیستم را مدیریت می­کند.

از این رویکرد غالبا در تحلیل روابط بین اجزای زنجیره تامین و طراحی فیزیکی زنجیره تامین استفاده می­شود.

 

شکل 1-نمایش شماتیک اعضای اصلی یک زنجیره تامین تکامل یافته

نگرش کارکردگرایانه

کارکرد طبق تعریف به معنای نتیجه و اثری است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط فراهم می‌نماید.

رویکرد کارکردی درواقع همان رویکرد سیستمی به مدیریت زنجیره تامین می­ باشد. بر این اساس، کارکردهای شرکتها در مدیریت زنجیره تامین عبارتند از: بازاریابی، تحقیق و توسعه، امور مالی، امور اطلاعاتی، تولید، تامین، خرید، فروش و لجستیک.

این رویکرد تا قبل از مطرح شدن مدلهای فرایندی برای مدیریت زنجیره تامین، اصلی­ ترین رویکرد مورد توجه در تحلیل و بررسی بود. هرچند که هنوز نیز به صورت تلفیقی با رویکرد فرایندی مورد توجه قرار دارد.

بیشتر نرم ­افزارها و سیستم­های یکپارچه توسعه یافته برای مدیریت زنجیره تامین (مثل اوراکل و SAP) رویکرد کارکردگرایانه مدیریت زنجیره تامین را مورد توجه داشته­ اند.

نگرش فرایندگرایانه

بر اساس رویکرد فرایندی که امروزه رویکرد غالب در مدیریت زنجیره تامین است، گرچه تخصص کارکردی همچنان به ­قوت خود باقیست ولی به­ کارگیری مدیریت زنجیره تامین احتیاج به تحول و انتقال از سازمان کارکردی به سازمانی دارد که به دیدگاه فرایندی توجه داشته و آنرا ابتدا داخل شرکت و سپس بین شرکتهای درون زنجیره تامین پیاده می­ سازد.

در بیان تفاوت بین فرایند و کارکرد باید توجه داشت که گرچه فعالیتهای فرایندهای کلیدی قابل گنجاندن در مجموعه کارکردها هستند؛ ولی یک فرایند به طور کامل، قابل نشاندن و گنجاندن داخل یک کارکرد نیست.

در رویکرد فرایندی، «مدیریت زنجیره تامین» مجموعه­ ای یکپارچه از فرایندهای کلیدی کسب­ و کار است که از مصرف­ کننده نهایی تا تامین‌کننده ابتدایی را دربرگرفته و محصولات، خدمات و اطلاعاتی را فراهم می­ سازد که برای مشتریان و مصرف­ کنندگان دارای ارزش افزوده است.

به منظور هرچه بهتر به کارگیری مدیریت زنجیره تامین، به نظر می­ رسد که به­ جای ایجاد ارتباط بین اعضای زنجیره تامین لازم است راهکاری اندیشید تا شرکتها یک مجموعه استاندارد از فرایندهای زنجیره تامین را به کار گیرند.

به همین منظور، هم اکنون دو مدل مرجع فرایندی شناخته شده برای مدیریت زنجیره تامین وجود دارد که در بیشتر صنایع مورد استفاده قرار می­ گیرد[1]:

  • مدل فرایندی SCOR: این مدل مرجع فرایندی برای اولین بار در سال 1996 توسط «انجمن زنجیره تامین[2]» معرفی گردید و هم اکنون ویرایش 11 آن عرضه شده است.
  • مدل فرایندی GSCF: این مدل مرجع فرایندی در سال 2001 توسط «جامعه جهانی زنجیره تامین[3]» معرفی شده است.

نگرش ترکیبی

هرچند که هریک از نگرشهای سه­ گانه مورد اشاره از زاویه نگاه خود مدیریت زنجیره تامین را مورد بررسی و واکاوی کامل قرار می­ دهند؛ اما قطعا این نگاه زمانی جامع خواهد بود که بتوان مدیریت زنجیره تامین را از هر سه رویکرد در یک قالب مورد توجه قرار داد.

به همین دلیل، گرچه رویکرد فرایندی، هسته اصلی رویکردهای فعلی به مدیریت زنجیره تامین هستند اما باید اذعان کرد که این رویکرد غالبا به صورت ترکیبی با یکی از دو رویکرد دیگر (بخشی و کارکردی) مورد توجه بوده است.

آنچنان که مدل فرایندی SCOR نگرشی فرایندی-بخشی به مدیریت زنجیره تامین دارد و مدل فرایندی GSCF نگرشی فرایندی-کارکردی. به عبارتی، مدل SCOR فرایندهای مدیریت زنجیره تامین را تا حد زیادی به تفکیک اجزای زنجیره تامین معرفی می­ کند و مدل GSCF هشت فرایند کلیدی خود را در قالب کارکردهای مدیریت زنجیره تامین ارایه می­ دهد.

هرچند این دو مدل تلاش کرده ­اند نگاه تک ­بعدی به مدیریت زنجیره تامین را به نگاهی دوبعدی گسترش دهند؛ با این وجود، به نظر می­ رسد که همچنان جای خالی مدلی جامع که نگاهی سه ­بعدی را عرضه کند (یعنی اجزا، کارکردها و فرایندهای زنجیره تامین به­ طور یکپارچه و در یک مدل دیده شوند) احساس می­ شود.

 منتشر شده در سرمقاله ماهنامه لجستیک و زنجیره تامین (شماره 30-شهریور 93)

[1] علاقمندان جهت آشنایی کامل با این دو مدل می­ توانند به کتاب مدیریت زنجیره تامین نگارنده که اخیرا منتشر شده است مراجعه نمایند.

[2] Supply Chain Council

[3] Global Supply Chain Forum

مرکز پژوهشهای لجستیک و شبکه‌های کسب‌وکار
اعضاء: مجتبی سلیمانی سدهی، الناز میاندوآبچی، احسان بلندی‌فر، مهدی همتی، محسن شیخ‌سجادیه، ابوالفضل شفایی، حوریه امیدی
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar