لجستیک و زنجیره تامین
این وبلاگ اکنون یکی از مراجع اصلی مباحث لجستیک و زنجیره تامین در ایران است که تاثیرگذاری آن به لطف خدا و تلاش دست‌اندرکاران و پشتیبانی مخاطبان، بسیار زیاد بوده و اکنون در کنار ماهنامه لجستیک و زنجیره تامین یکی از مراجع اصلی درسی و آموزشی کشور شده است. این وبلاگ به طور تخصصی به مباحث حوزه لجستیک و مدیریت زنجیره تامین پرداخته و تلاش می کند موضوعات و مباحث روز مربوط را مطرح کرده و در اختیار دوستداران این حوزه قرار دهد.
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: مرکز پژوهشهای لجستیک و شبکه‌های کسب‌وکار - دوشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٦

تهیه کننده: مجتبی سلیمانی سدهی, گروه پژوهشهای لجستیک و زنجیره تامین

با مطالعه تاریخ متوجه می‌شویم که شرایط این روزهای کشورمان شباهت بسیار زیادی به اوایل دهه 1930 کشور آمریکا دارد. کشور آمریکا در آن دوران سیاه و در حالیکه دولت در اختیار رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه آقای هوور[1] بود دچار بحران شدید اقتصادی شده بود. هیچ امیدی به آینده وجود نداشت و خیلی از مردم از فرط ناامیدی و سقوط ارزش دارایی‌هایشان اقدام به خودکشی می‌کردند. کشاورزی و تولید صنعتی تعطیل شده بود. بیکاری به حد انفجار رسیده بود. بانک‌ها یکی پس از دیگری در حال ورشکسته شدن بودند. تجارت خارجی آمریکا سقوط کرده بود و رکود کامل بر اقتصاد این کشور حکفرما شده بود. در چنین شرایطی، فرانکلین روزولت[2] دموکرات با شعار «عمل و اقدام[3]» رئیس‌جمهور آمریکا شد و توانست با یک «برنامه صد روزه» رونق را به اقتصاد آمریکا و امید را به زندگی مردم کشورش بازگرداند.

از آنجا که تاریخ آیینه عبرت است و درس‌های زیادی از گذشتگان می‌توان آموخت که سرلوحه آیندگان باشد، در این یادداشت برآنم تا مروری بر احوال آن زمان کشور آمریکا (که خیلی شباهت به احوال این زمان کشور خودمان دارد)‌ و آنچه که آن دولت جدید برای نجات آمریکا انجام داد نمایم؛ باشد که مورد توجه این دولت جدید برای نجات ایران افتد.




[1] Hoover

[2] Franklin Roosevelt

[3] Action



سخنرانی افتتاحیه فرانکلین روزولت به عنوان رئیس‌جمهور جدید آمریکا در مارس 1933 باعث ایجاد موجی از امیدواری در میلیون‌ها آمریکایی وامانده از شرایط بد اقتصادی شد. رئیس‌جمهور تازه پیروز شده آمریکا در وعده‌های انتخاباتی خود به ملت آمریکا قول داده بود تا با بحران و رکود بزرگ اقتصادی آن کشور با تمام توان بجنگد.

روزولت پس از پیروزی به قولش وفا کرد. کابینه وی حتی قبل از اینکه جشن‌های شروع ریاست‌جمهوری تمام شود شروع به عمل کردند. در همان زمانی که روزولت و همسرش، الی‌نور[1]، در حال تماشای سان و رژه سنتی مراسم ورود به کاخ سفید بودند مشاوران و همکاران وی کار را شروع کرده بودند.

چراغ‌های ساختمان‌های اداره فدرال واشنگتن تا پاسی از همان شب نخست روشن بود. و این اتفاق نه فقط در شب شروع ریاست‌جمهوری بلکه در شب بعد و شب‌های بعد نیز تکرار شد. کشور آمریکا در بحران بود و کارهای زیادی می‌باید انجام می‌شد.

سه ماه اول شروع به کار فرانکلین روزولت و کابینه‌اش یک دوره و بازه زمانی هیجان‌انگیز و به یاد ماندنی بود. روزولت کنگره را واداشت تا بیشتر قوانین مهم و حیاتی را طی همین مدت کوتاه (سه ماه) به تصویب برساند؛ به‌گونه‌ایکه تعداد مصوبات کنگره طی این بازه سه ماهه، حتی از کل دوران ریاست‌جمهوری خیلی از رؤسای جمهور سابق بیشتر بود. این دوره سه ماهه، امروز با عنوان «برنامه صد روزه» مشهور است.

روز بعد از جشن شروع ریاست‌جمهوری، روز تعطیل یکشنبه پنجم مارس بود. روزولت از کنگره خواست تا یک ملاقات ویژه در روز پنجشنبه داشته باشند. وی به تمام بانک‌های ملی[2] آمریکا دستور داد تا زمانیکه اقتصاد کشور رو به بهبود نهد تعطیل شوند. روزولت همچنین در همان ابتدا صادرات طلا را ممنوع اعلام کرد.

ملاقات کنگره در روز پنجشنبه همانطور که رئیس‌جمهور خواسته بود انجام شد و کنگره هر آنچه که روزولت درخواست کرده بود را تصویب کرد. هم کاخ سفید و هم مجلس سنا، قوانین جدید و محکم بانکی روزولت را در کمتر از هشت ساعت تایید کردند. روزولت نیز قوانین را در همان روز امضاء و ابلاغ کرد.

روز بعد از این دیدار، یعنی روز جمعه، روزولت از کنگره خواست تا مخارج دولت فدرال را قطع کند. یکبار دیگر، کنگره تشکیل جلسه داد و درخواست روزولت را فورا تصویب نمود.

دو شب بعد، روزولت در یک برنامه رادیویی با ملت آمریکا صحبت کرد. قدرت و گرمی صدای وی به خانه میلیون‌ها خانواده آمریکایی نفوذ کرد. او به شنوندگان امیدواری داد که آنها می‌توانند یک بار دیگر به بانک‌ها و رهبران سیاسی‌شان اعتماد کنند.

موفقیت روزولت در به تصویب رساندن این قوانین دشوار و مهم، ملت غم‌زده آمریکا را به هیجان آورد و موجی از امید را درون آنها زنده کرد. مردم در سرتاسر کشور شگفت‌زده مشاهده می‌کردند که رئیس‌جمهور جدید چگونه موانع و پیکارها را یکی پس از دیگری پیروز می‌شود.

واشنگتن سرشار از جنب‌وجوش و فعالیت شده بود. هوای کشور پر از انرژی شده بود، درست همانند آسمان کشور در هنگام یک رعدوبرق! مردم و صاحب‌نظران از اقصی نقاط کشور به پایتخت هجوم آوردند تا دولت را برای پشتیبانی و حمایت از ایده‌ها و پیشنهاداتشان ترغیب کنند. هزاران صراف و بانکدار برای حمایت و بهره‌مندی از قوانین مساعد وضع شده به پایتخت آمدند. متخصصین حوزه‌های مختلف درخصوص نحوه نجات اقتصاد آمریکا، ایده‌های جدیدی را پیشنهاد دادند. سفرا و نمایندگان دولت‌ها از کشورهای انگلستان، فرانسه، برزیل، شیلی،‌چین و خیلی کشورهای دیگر خواهان گفت‌وگو با روزولت درخصوص مباحث اقتصادی و دیپلماتیک شدند. و هزاران عضو حزب دموکرات (که روزولت کاندیدای برنده آن حزب بود)‌ جهت گرفتن موقعیت‌های شغلی در دولت جدید راهی پایتخت شدند.

شهروندان آمریکایی از نزدیک شاهد آنچه در واشنگتن در حال اتفاق بود را مشاهده می‌کردند و از آنچه که می‌دیدند به وجد می‌آمدند. آنها به «عمل و اقدام» رای داده بودند و اکنون روزولت به «اقدام» واقعی دست زده بود.

یکی از مهمترین حوزه‌های اقدام کابینه جدید، حوزه کشاورزی بود. کشاورزان آمریکایی بیش از هر صنف و گروه دیگری از بحران اقتصادی متضرر شده بودند. متوسط درآمد کشاورزان آمریکایی طی سه سال از 162 دلار در سال به 48 دلار در سال سقوط کرده بود. قیمت کالاهای کشاورزی به‌طور متوسط 55 درصد سقوط کرده بود. و بالاخره، قدرت خرید میانگین یک کشاورز به کمتر از نصف کاهش یافته بود. بسیاری از کشاورزان حتی پول کافی برای خرید ابزارها و نهاده‌های کشاورزی موردنیاز خود را نمی‌توانستند به‌دست آورند.

علت اصلی مشکلات مالی کشاورزان این بود که آنها بیش از حد نیاز تولید می‌کردند و انواع کالاهای کشاورزی اعم از غلات، گوشت و پنبه بیش از حد موردنیاز به بازار عرضه شده بود. به همین دلیل قیمت‌ها به شدت پایین آمده بود. این وضعیت گرچه برای مردمی که در شهرها زندگی می‌کردند و کالاهای کشاورزی را می‌خریدند مناسب بود اما برای خود کشاورزان یک فاجعه بود.

روزولت حمله به این مشکل را با محدود کردن تولید انجام داد. دولت وی اقدام به وضع مالیات‌های جدیدی بر غلات نمود که باعث افزایش قیمت‌ها و درنتیجه کاهش تقاضا گردید. دولت به پنبه‌کاران پول پنبه‌هایشان را پرداخت کرد تا پنبه‌ها را در مزارع آتش بزنند! دولت همچنین به‌منظور کاهش حجم گوشت در بازار، حدود پنج میلیون خوک را از دامداران خرید و آنها را کشت.

این اقدامات برای خیلی از شهروندان آمریکایی عجیب به نظر می‌رسید. درک دلیل اقتصادی این اقدام برای آنها دشوار بود که چرا مواد غذایی باید نابود شوند و در عین حال نیازهای غذایی مردم به حد کافی در بازار موجود باشد. اما بیشتر متخصصین با این تصمیمات موافق بودند و آن را تنها راه محدود کردن عرضه، افزایش قیمت‌ها و حمایت از کشاورزان می‌دانستند.

این برنامه جواب داد و میزان تولیدات کشاورزی به‌سرعت کاهش یافت. گرمی زیاد هوا و شرایط بد برداشت محصول طی سال‌های 1933 و 1934 مزید بر علت شد تا میزان تولید محصولات کشاورزی حتی بیشتر کاهش یابد. در نتیجه، قیمت‌ها افزایش یافت و درآمد کشاورزان طی مدت چهارساله ریاست‌جمهوری روزولت به میزان 50 درصد افزایش یافت.

دولت روزولت علاوه بر تلاش برای حل مشکل کشاورزی کشور، همچنین به مشکل سقوط تولیدات صنعتی یورشی موفقیت‌آمیز داشت. به‌هنگام شروع ریاست‌جمهوری روزولت، صنایع آمریکا فقط نصف میزانی که چهار سال قبلش تولید می‌کردند در حال تولید بودند. به همین دلیل، صاحبان صنایع با کاهش هزینه‌هایشان از طریق کاهش نرخ دستمزدها و کاهش تعداد کارگران واکنش نشان دادند. این واکنش، به‌طور سلسله‌وار باعث کاهش تعداد مردمی شد که پول کافی برای خرید کالا و محصولات تولیدی داشته باشند. و در نتیجه باعث شده بود تا تولید بیشتر و بیشتر افت کند.

دولت اقدام به تشکیل یک کارگروه احیای تولید ملی کرد و به کارخانجات اجازه داد تا برای افزایش تولید در این کارگروه با یکدیگر و نیز با دولت همکاری کنند. صاحبان صنایع موافقت کردند که خود را ملزم به رعایت یکسری دستورات و قواعد جدی بدانند؛ از جمله اینکه آنها ملزم شدند تا تعداد ساعاتی که هر کارگر می‌تواند کار کند را محدود کنند. آنها موافقت کردند که نرخ دستمزدها را افزایش دهند و از به‌کارگماری کودکان خودداری کنند. آنها همچنین موافقت کردند که شرایط کاری را بهبود داده و با اتحادیه‌های کارگری همکاری و تعاون بیشتری داشته باشند.

به‌طور همزمان، روزولت یک مدیریت کارهای عمومی و دولتی را تشکیل داد تا برای بیکاران شغل‌های جدیدی را ایجاد کند. دولت فدرال از طریق این مدیریت اقدام به بکارگیری مردم بیکار برای کارهای عمومی همچون ساختن سدها، پل‌ها، سیستم‌های آبرسانی و سایر پروژه‌های کلان مشابه نمود.

درخصوص سیاست‌های پولی، روزولت و کنگره تصمیم گرفتند که پس از این تعیین ارزش دلار گره خورده با قیمت طلا نباشد و به طور مستقل تعیین شود. دولت و کنگره مصوبه‌ای را برای صاحبان خانه به تصویب رساندند که به بسیاری از شهروندان آمریکایی کمک می‌کرد تا بتوانند برای حفاظت و نگهداری خانه‌هایشان منابع جدید پولی را قرض بگیرند. همچنین براساس یک مصوبه بیمه بانکی، دولت به مردم ضمانت لازم برای امنیت پولی که مردم در بانک‌ها سپرده‌گذاری می‌کنند را تضمین کرد و باعث افزایش فوق‌العاده اعتماد عمومی به بانک‌ها شد.

روزولت و کنگره به دولت اجازه دادند تا اقدام به تشکیل یک لشکر غیرنظامی محافظان محیط زیست نماید که مردان جوان با استخدام در این لشکر غیرنظامی به کار در مناطق روستایی با ماموریت حفاظت از منابع طبیعی ملی مشغول می‌شدند.  این مردان جوان اقدام به کاشت درختان می‌کردند، پارک‌های طبیعی را گسترش می‌دادند و از منابع آب طبیعی محافظت می‌کردند. آنها همچنین به کشاورزان کمک می‌کردند تا روش‌های زراعی و باغی خود را به نحوی اصلاح کنند که از خاک در مقابل باد و باران محافظت کنند.

یکی از خلاقانه‌ترین پروژه‌های روزولت برنامه‌ای بود که دولت وی برای توسعه ناحیه‌ای در اطراف ایالت تنسی[3] واقع در جنوب‌شرقی کشور به‌کار گرفت. دره رودخانه تنسی ناحیه خیلی فقیری بود. در این منطقه، درختان خیلی تنک، سیل و طغیان رودخانه خیلی زیاد و درآمدهای کشاورزی خیلی پایین بود. مزارع اندکی در این منطقه دارای برق بودند.

روزولت و کنگره تصمیم گرفتند که تمام این مشکلات را در یک پروژه واحد مورد حمله قرار دهند. کارگروهی برای رفع مشکلات دره تنسی تشکیل شد و این کارگروه با جدیت و سرعت اقدام به ساخت سد روی رودخانه، پاکسازی رودخانه، گسترش درختکاری‌ها و تامین برق برای مزارع منطقه نمود. این تیم در کمک به کشاورزان و ساکنین این ناحیه کاملا موفق عمل کرد و روحی تازه از امید به زندگی در این منطقه دمید.

«برنامه صد روزه» که سه ماه نخست شروع ریاست‌جمهوری روزولت بدان مشهور شد واقعا یک موفقیت بزرگ در تاریخ کشور محسوب می‌شود. یک روزنامه‌نگار نیویورک‌تایمز مشاهدات خود از این دوران و تغییر ریاست‌جمهوری از هوور به روزولت را چنین تشبیه می‌کند که گویی فردی از روی یک اسب در حال آهسته دویدن در ادامه مسیر خود سوار یک هواپیما می‌شود. به ناگهان، کشور جانی دوباره گرفت و همه‌جا سرشار از فعالیت و اقدامات واقعی شد.

آقای فردریک آلن (خبرنگار معروف)‌ شرایط صد روزه را چنین توصیف می‌کند:

"تفاوت بین برنامه‌های روزولت با برنامه‌های هوور کاملا مشخص است. برنامه روزولت برخلاف دیگری یک برنامه دفاعی نبود بلکه‌ای کاملا حالت هجومی داشت. در بیشتر قوانین مصوب این بازه زمانی، یک فشار جدید برای تامین مایحتاج عامه مردم به چشم می‌خورد. همچنین یک تلاش جدید برای ایجاد سرمایه به‌صورت از پایین به بالا، در مقابل روال‌های دولت قبل که از بالا به پایین بود ملاحظه می‌شد. در این برنامه یک اشتیاق و تمایل جدید برای گسترش دادن محدودیت‌های دولت وجود داشت."


[1] Eleanor

[2] nation's banks

[3] Tennessee

مرکز پژوهشهای لجستیک و شبکه‌های کسب‌وکار
اعضاء: مجتبی سلیمانی سدهی، الناز میاندوآبچی، احسان بلندی‌فر، مهدی همتی، محسن شیخ‌سجادیه، ابوالفضل شفایی، حوریه امیدی
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :






Powered by WebGozar